بستن تبلیغات

آرتمیس
آرتمیس
دختر ناز من آرتمیس

مامانی بابا هنوز نه اومده ؟ 

نه عزیزم نیومده ....بابا نیست ... سرکاره

مامان شام شام مرسی دستت (دستت همان دستت درد نکنه می باشد تو مهد یاد گرفته ) ...بابا بیا شام شام ...مرغ با سس گوجه فرنگی بود ...آرتمیس عاشق سس گوجه فرنگیه ...

مامان : آرتمیس بابا هنوز نیومده 

آرتمیس : نه اومده ! نیستش شام رو میخوره ...چشمهایش پر از خواب ولی بیدار می شینه برای اومدن بابا ... فیلم تولدش رو برای باز هزارم می بینه و شیشی آب در دست ....کمی می رقصه .... و تا صدای در رو می شنوه ....

مامان بابا اومد ...بابا اومد بابا اومد ...محکم دست میندازه دور گردن بابا و می شینه ... موقع شام خوردن ما تو بغل بابا محکم می شینه و نظارت می کنه به غذا خوردن ما ...

بلاخره بابا اومد و آرتمیس بیدار موند .... و ساعت 11 شب خوابید و صبح هم به علت خواب آلودگی زیاد کسل کسل بود ...

آرتمیس در خانه بازی ساعی ...۲ هفته پیش



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:07 | دوشنبه 4 بهمن 1389 توسط مامانی

می نویسم اینجا از تو و برای تو دختر قشنگم ......

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:39 | يکشنبه 3 بهمن 1389 توسط مامانی
صفحه قبل 1 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ